الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

29

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

اشرف علوم است چون معلوم آن اشرف تمام معلومات است ، و از احدى از عرب غير او در اين فن يك حرف نقل نشده است ، نه ذهنهاى آنها به اين معارف مىرسيده و نه آن را مىفهميده‌اند ، و او در اين امر يگانه و در فنون ديگر كه علوم شرعيّه مىباشد ، با ديگران شريك است و بر آنان برترى و رجحان دارد ، پس كامل‌ترينِ ايشان است ، چون ما بيان كرديم كه اعلم ، در صورت انسانيّت داخل‌تر است ( يعنى انسان‌تر است ) و معنى افضليّت همين است . « 1 » حاصل حرف ابن ابىالحديد اين است كه الهيّات و معارف الهى و ماوراءالطّبيعه در بين اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله ، فقط فنّ على عليه السلام است . آرى ، خطبه‌هاى توحيدى على عليه السلام عالىترين تجلّى علم آن حضرت است ، و بهترين رشته‌هاى علمى و ذوقى و عرفانى نهج‌البلاغه رشتهء خداشناسى است كه در اين كتاب به نحوى بىنظير و پخته و محكم مطرح شده است و در ضمنِ جمله‌هاى كوتاه ، حقايق بسيار بلند از الهيّات را كه درك آنها به بررسيهاى عميق و غور و دقّت و مطالعه و ذوق سرشار نياز دارد ، در اختيار اهل دانش و ارباب تحقيق و خداوندان بينش و ايمان نهاده است . نهج‌البلاغه متضمّن تمام شعب علم الهى و توحيد و صفات ثبوتيّه و سلبيّه مىباشد و منهج آن جالب و بىسابقه است و با اينكه با الفاظ و بيانات مختلف و در قالب عبارات و لغات گوناگون خدا را ستايش و توصيف كرده ، از مضامين آن معلوم است كه اين خطبه‌ها و سخنرانيها همه از يك منبع صادر شده و به سوى يك حقيقت رهبرى مىكند و درك و فهم و عرفان گوينده‌اش از خداى جهان ، در همهء مواقف يكسان است ، چنان كه گويى تمام اين خطبه‌ها در يك مجلس و يك وقت انشاء شده

--> ( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 256 و 257 .